سلام
بعد از مدتها دوباره فرصت پيدا شد که مطلبی بنويسم.
به زودی وبلاگ ما پربارتر خواهد شد.

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸۱


 

خانه عشق و اميد

پس ازده سال اعتيادوآلودگي عاقبت سيرطبيعي اين بيماري مرابه دنبال خودبه بيمارستانهامراكزبازپروري و........ زندگي درخيابانها كشاند و با آنكه درديارتيره روزان ساكن شده وازاميدهاوآرزوهايم درگذشته بودم ناگهان درنقطه پاياني افق تاريك زندگيم تصويرروشني ازآغازوتولدي ديگر هويداشدوآن خانه اميدT.Cبود.درطول سالهاي اعتيادهرگزكسي مرانديده بودكه ازاعتيادرهاشده باشدرهايي به معناي واقعي آن يعني آزادي آزادگي رهايي ازهروئين وگرفتاري دردام ترياك رهايي ازترياك وگرفتاري دردام الكل راديده بودم اما من شماوايشان وحتي آنهاكه نمي خواهندبدانند،همگي مي دانيم كه جايگزيني اين باآن،مفهومش رهايي وآزادي نيست .يكي دونمونه (مدل )رهايي ازموادمخدرراهم ديده بودم اماجايگزيني آن راكه قدرت طلبي افراط دركسب وكارمال اندوزي رياكاري طمع ورزي وشهوت پرستي بودند نمي پسنديدم من تشنه آب زلال بودم وخسته ازنوشيدن پس آب نوشيدن پس آب جوي اعتيادوآنچه كه باعث آن شده بودخودخواهي خودپسندي غروروبي ايماني بودمي خواستم ازآنهارهاشده درراه انسانيت رهسپارشوم من ازداخل لوله ولاي زرورق سوراخ سرنگ ودهانه بطري به دنبال عشق مي گشتم ازگم كرده راهاني بودم كه درباراول برخوان تقسيم عشق حضورنداشتم امابلاخره آن رايافتم كه درآن عشق راديدم عشق به خوب زيستن عشق به پاك بودن عشق به خودبودن عشق به خداآري اين مكان T.Cاست.

برادر غيور

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸۱


يادداشتهای برادر حافظه



اينجانب حدود2ماه است كه دراين مركزمي باشم درعرض اين 2ماه يكسري ازمسائل ريزودرشت زندگي اجتماعي رايادگرفته ام آن افرادي كه موافق اين هستندكه معتاديك مجرم است كاملا دراشتباه هستندومادرT.Cثابت كرده ايم كه معتادي يك بيماري روحي ورواني است طرحهايي كه تاكنون براي معتادان به موادمخدرارائه داده اندمانندبازپروري هاي سابق ارائه آنهاواردوگاهها وتبعيدهانشان داده است كه معتادرابازوروزندان نمي شودترك داد.
T.Cثابت كرده كه معتاديك بيماراست نه يك مجرم ودراين مكان كه شبيه يك روستاي كوچك مي ماندهمه باهم برادرندازيكديگركمك مي گيرندوبه همديگركمك مي كنندتامشكلات همديگرراحل نماينددرغم وشادي يكديگرشريك هستندباهم غذامي خورندباهم استراحت مي كنندباهم ورزش مي كنندخودشان تمامي كارهاي شخصي خودراانجام مي دهندچون اين مكان به ماآموخته است كه كارهاي هركس راخودشخص بايستي انجام دهدT.C فقط انجام ترك اعتيادنمي باشدبلكه محيطي است انسان سازازهمه لحاظ چه ازلحاظ علمي ،تربيتي،اجتماعي،اطلاعات عمومي وخلاصه درهمه زمينه هاآموزش مي دهدمثلايك استادكه به T.Cمي آيدكه يك ساعت وقت خودراصرف برادران مي كندروي بحث خاصي صحبت مي كندهمان يك ساعت بودجه اي ازبيت المال خرج ماها مي شوددرنتيجه مابايدباجان ودل حرفهاي اوراقبول كرده وبه مرحل عمل برسانيم درپايان ازتيم درمان آقايان دكترصادقي پور،فاطمي،دشتباني وهمه وهمه كه دراين امرخيرسهيم هستند كمال تشكرراداريم.

برادر حافظه ( ازمقيمان T.C)

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸۱


يادداشتهای برادر حوصله

تقديم به:
تقديم به روان ناكام معتاداني كه به خاطر نداشتن آنچه كه مامي دانيم همه روزه قرباني يكي ازبزرگترين دشمنان اجتماع مااعتيادشوند.
من نمي دانم چرابرادرودوستان وديگرهمنوعان مثل من مرده اندومن زنده ام اما احساس مي كنم مائي كه ازمهلكه اعتيادجان سالم بدربرديم درمقابل ارواح پاك اين عزيزان مسئوليم.به اعتقادمنخون قربانيان اعتيادشيربهاي تولددوباره معتادان بهبوديافته است اميداست اين پيام درقلب معتادان دردمندرسوخ نكندوبه وبه مثال هديه اي ازجانب ارواح رفتگان معتادهاپذيرفته شود.اي رفيق معتادمن كفاره بهبودي تراقربانيان اعتيادباناكامي خودپرداخته انداكنون ديگرچيزي كه توبراي بهبوديت بدان نيازداري تمايل است قدم اول رابرداري وقدم دوم رادرسراي عشق ويقين گذار
تقديم به مادراني كه اعتيادشعله حيات فرزندانشان راخاموش كرده است.

برادر حوصله (از مقيمان T.C)


  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸۱


 

ديدگاهT.C
T.C دو تفاوت اساسي با ساير روشهاي درماني دارد.
1- T.C رويكردي منظم را ارائه مي‏كند كه اين رويكرد،ديدگاه روشني نسبت به اختلال مصرف مواد فرد معتاد،بهبودي،زندگي سالم دارد.
2- درT.C اجتماع همه كاره است،اجتماع معلم است،اجتماع درمانگر است و اين اجتماع شامل گروه همتا و كارمندان و محيط اجتماعي مي‏شود كه دراين تغيير نقش الگورادارند.
ديدگاه T.C نسبت به اختلال استعمال مواد اعتياد بعنوان اختلال در كليت فرد تلقي‏شود بعبارت ديگر اعتياد تمام جنبه‏هاي كنش فردي(شناختي،رفتاري،خلقي،طبي،اجتماعي و اخلاقي) را شامل مي‏شود.
T.C سوء مصرف مواد را بعنوان رفتاري تلقي مي‏كند كه چندين نشانگر دارد،وابستگي جسماني معلول عوامل زيادي است كه بر رفتار فرد تاثير گذاشته است و رفتار مصرف مواد كه را كنترل ميكند،مشكلات و موقعيت‏هاي استرس زا به نشانه‏هاي منظمي تبديل ميشود كه با آشكار شدن هر بار اين نشانه‏ها فرد به مصرف مواد روي مي‏آورد .بنابراين وابستگي فيزيكي با اعتياد جسماني را بايد در چارجوب بزرگتري كه همان وضيعت رواني و سبك زندگي فرد است نه مواد اعتياد يك علامت است نه ريشه اصلي اختلال در T.C سم زدائي شرط ورود است نه هدف درمان.به همين دليل توانبخشي يا بازتواني توجه فرد را به حفظ بدون مواد متمركز كرده است.

علي دشتباني(از اعضای تیم درمان)

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱


نوشته‌ای از ره يافته (تزخيص شده) محبوب

در كرانه‏هاي دور دست كوير آنجا كه افق طلانيش زيبا و(آفتاب)گرم
سوزانش دل انگيز است.آنجا كه(آسمان)آبيش تهي از (ابر)است
و(باران)رحمتش محبتي است كه در قلبها وجود دارد.
آنجا که ساكنانش همه (محبوب)و دوست داشتني و(مهربان)هستند
و با هم (ميثاق)بسته ا‏ند كه با (سعادت) و نيك نامي در كنار يكديگر
زندگي كنند و چون (عماد)استوار و پا برجا خواهند ماند و در پناه خداي
(مبين)با(مهارت)و(ابتكار)خود بر طوفان حوادث غلبه خواهند
كرد.واقعاًكه چه(عظيم)و با شكوه‏ست اين اراده آهنين و استوار مقيمان .
شيرمرداني (غيور)وخوش(مرام)در آنجا رشد كرده‏اند،همچون (حر)
زماند.اينجا يكايك(حكيم)يكديگرند.عجب نيست اگر به شما بگويم
اينجا جاي(ابرار)است چونكه واقعاًجمله مقيمان پاكند و (مشتاق)آنند
كه در جامعه نيز پاك بمانند.(رها)از اعتياد و عواقب آن.اينجا(محراب)
عاشقان دلسوخته است.اينجا گناهي از كسي سر نمي‏زند و(عرش)
خداي(عادل)نمي‏لرزد.
اينجا T.C است كه چون (عقيق)در دل كويردرشهريزد قرار دارد.و در (حريم)مردانگي با(مرام)در كنار يكديگر به(مسافر)خيرمقدم مي‏گويند و او را به جمع خود مي‏پذيرند و كوله بار سنگيني دوران گذشته‏اش را به (عارف)مي‏دهدتادر خنكاي آسايشگاه به آرامي بيارامد.
× اسامي داخل پارانتز اسم مستعار مقيمان T.C مي‏باشد.
برادر محبوب

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱


يادداشت يکی از خبرنگاران بازديد کننده

سخني باخانواده
امروز در شمار آن روزهاي زندگي‏ام قرار مي‏گيرد كه در دفترچه خاطراتم مي‏بايد ثبتش كنم
كله صبح به همراه دكتر صادقي پور بار ديگر به T.C سرزدم
همه با اسم جديد در قالب شخصيتي جديد خودشان را به من معرفي مي‏كردند چه خوش لحظاتي است آنگاه كه پاي درد دل آنها مي‏نشيني واز فراز و فرود‏هاي زندگي‏شان،صادقانه و بي پيرايه با تو حرف مي‏زنند. امروز دراين مركز ديگر آنها عنوان معتاد را يدك كش اسم خود ندارند و مي‏روند با اراده بزرگ انساني خود مثل اجزاء سالم و توانمنداجتماع در خدمت آبادي و سرفرازي كشور عزيزمان باشند.ديدم كه همه در جلسه صبحگاهي راست و مستقيم مي‏نشينند،از خود مي‏گويند از گرفتاري‏هاي اعضاءخانواده حرف به ميان مي آ‏ورند.مواردي به خودشان و درحضور يكديگر انتقاد مي‏كنند و بعد با گردني افروخته و چشمان باز استوار و محكم در محوطه T.Cقدم مي‏زنند و خود را براي اجراي برنامه‏هاي روزانه آماده مي‏كند ديگر خواب آلودگي ،دير خوابي ،خماري از شخصيت آنها زدوده شده و مي‏روند تاجلوه‏اي ديگر از عظمت انسان كه همان خواستن همان اراده خوب زيستن وآبرومندانه زيستن است به همگان نشان بدهند.

برادر موفق



  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۱


 

اجتماع درمان مدار یا T.C تنها محل ایجاد اصلاح رفتارهای ناهنجار است. به عبارتی عفت کلام ، عفت عمل و عفت تفکر را به ما می آموزد.
الف دال میم اجتماع درمان مدار آدم سازی است.
برادر حکیم به اتفاق اعضای خانواده در کلاس صبح

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۱


 

زندگی من قبل و بعد از اعتياد
ناراحت بودم که به قدر کافی درآمد ندارم ، گيرکرده بودم و در حل مسايل زندگی ناتوان ، از خودم بدم می آمد. در سکوت و آرامش در شرايط احساسی بدی به سر می بردم. در رسيدن به هدفهايم اغلب ناکام بودم. بدون شور و اشتياق و بدون برنامه و هدف زندگی می کردم. در دنيای خيال و توهم به سر می بردم. نه تلاشی داشتم نه برنامه بخصوصی. زندگی تنها و دلگيری داشتم. جای اميدی برای تغيير نداشتم. زير فشار شديد مالی بودم و کاری از دستم ساخته نبود و با احساسی از گناه ، ناراحتی و افسردگی زندگی می کردم.
زندگی دوباره ، شروع درT.C
به واقعيتهای زندگی خود پی برده ام. به سودی که در پس پرده رفتارم وجود دارد توجه می کنم. اين سودها را کنترل کرده تا زندگيم را در کنترل داشته باشم. پذيرفتم که در زندگی بايستی پاسخگو باشم. فهميدم که با تلاش و پشتکاری ميتوانم در شمار موفق ها قرار بگيرم. ياد گرقتم تصميمات منطقی بگيرم. دانستم که انديشه بدون عمل بی فايده است.
آموخته ام که سررشته امور زندگيم را به دست بگيرم ، هر چند سفر طولانی و مشکلی در پيش رو دارم. از اينکه ديگران با من چگونه رفتاری دارند گله ندارم ، درباره روابط خودم با ديگران مذاکره ميکنم تا به خواسته هايم برسم. با چشمان باز می بينم که خشم و رنجش با من چه می کنند و به نظر من بخشودن نشانه قدرت است.
دانسته ام که چه می خواهم و برای رسيدن به خواسته ام از هيچ کوششی فروگذار نيستم.
برادر غيور ( مدير T.C)
( لازم به تذکر است که در T.C مدير مثل بسياری از بخشهای ديگر مانند انتظامات و ... از خود مقيمان انتخاب ميشود.)

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸۱


 

مرکز ما به همت سازمان بهزیستی از اسفند ۸۰ در استان یزد افتتاح گردیده است. افراد داوطلب پس از سم زدایی( ترک وابستگی جسمی) در صورت داشتن صلاحیتهای لازم( سلامت روانی:عدم تعقیب کیفری:سوابق عود مکرر و..) پذیرش میگردند.
روال برنامه های مرکز از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب ادامه دارد تا تغییر مرحله به مرحله رفتارها افکار و احساسات منفی ایجاد گردد و تواناییهای مقابله با مشکلات کسب گردد. این روش علمی تحت نظر پرسنل تیم درمان شامل روانپزشک ، روانشناس ، مددکار ،کاردرمانگر ، مربی ورزش و ... صورت میگیرد.
دکتر صباغزادگان ، پوردهقان

  
نویسنده : محمد علی صادقی پور میبدی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸۱